تبلیغات
روشندلان هنرمند بهارستان - علی بدون شمشیر
 
روشندلان هنرمند بهارستان
حامی جامعه نابینایان و کم بینایان
درباره وبلاگ


سلام
اینجا سقف مهربانیست برای او که هر چند چشمانش نمی بیند لیکن دستان بینایش هنرمندانه دنیا را برایش عاشقانه می سازد. پس بیا و دل روشنت را به دل روشنم گره بزن. بیا تا درخت دوستی بنشانیم چشم و دلمان را روشن کنیم و گل را به توان ابدیت برسانیم.تو را چشم در راهم...رفیق

مدیر وبلاگ : شهلا امید
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان درباره ی محتویات وبلاگ؟







جمعه 4 تیر 1395 :: نویسنده : شهلا امید

آرام مثل هر صبح خلیفه چهارم مسلمانان و امام اول مسلمانان شیعه گام برمی دارد به سوی مسجد شمشیر در دست ندارد نمازهای مستحبی می گذارد و با اجازه ی کسانی که در مسجد آرمیده را برای اقامه نماز بیدار می کند و یکی از این کسان که براساس توطئه ای نیت شومی در ذهن دارد مورد خطاب مهربانانه و دلسوزانه علی قرار می گیرد و او را نیز برای نماز بیدار می کند اما او با خود شمشیر آخته ای هم دارد و شگفتا که جواب نماز را با شمشیر مهیا می سازد.

همه بیدار می شوند که نماز گذارند و علی هم نماز می گذارد و این بخت برگشته سر وقت علی می رسد تا او را بکشد و خود به مطلوبش دست یابد و شمشیری بر قفای علی وارد می کند و سر علی از پشت تقریبا شکاف بزرگی بر می دارد و سروصدا همه جا را می گیرد و ضارب دستگیر می شود اما کاش همین ضربت ظاهری بود و بس اما حیف که خشونت در همان زمان تئوریزه شد و آدم کشی غافلانه ( ترور ) نظریه می شود و بعدها گروهی می شوند و با این تئوری به کشتار می پردازند و امروزه هم شاهد آن هستیم. به هر حال علی را به منزل می برند تا مداوایش کنند و او در رختخوابی که ارمید اما همه اش در اندیشه آن خائنی است که عقلش را تابع احساس کورش کرد که نکند گرسنه یا تشنه بماند. دو روز به این صورت سپری می شود و نهایتاً در روز سوم جان به جان آفرین تسلیم می کند.
شگفتا از علی رئوف انسانی ساخته اند که همه اش شمشیر به دست دارد اما علی من شمشیر ندارد ولی بران تر از هر شمشیری قلمی و زبانی دارد که استدلال هایش هر دیوار ستبری را می شکافد و اگر هم احیاناً در دستش شمشیر دیده می شود شمشیر عدالت و قانون است نه شمشیر علی! امروز من از علی بدون شمشیر سخن می گویم و می توانم این مژده را بدهم خوشبختانه پیروان فهیم این انسان بزرگ و عالمان عزیز و با شعور و منصف و انسان دوست شیعه علوی در روزگاری که خناسان درصدد جنگ فرقه ای اند با معرفت ستودنی نه تنها دست به شمشیر نبرده اند بلکه فریاد همزیستی همه مسلمانان و بلکه انسان ها را سر می دهند و این همان چیزی است که من از آن با عنوان تئوری علی بدون شمشیر یاد می کنم که امتحان خوبی هم داده است و اکنون که سرزمین اسلام آغشته ی خون شده با افتخار می توان گفت که شیعه شمشیر را کنار گذاشته و با عقلانیت پیش می رود اما حیف و صد حیف که مدعیان صلح امروز هر کدام یک شمشیر که سلاح های کشنده دراختیار دارند و به هر که می رسند فقط می کشند آیا این بود همان رآفت پیامبر که همه دشمنانش را یک جا و بی منت بخشید و فرمود:  اذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقَاءُ.
آری علی من سلاح در دست ندارد و ذوالفقارش را جز به اجبار در دست نگرت و به رغم مدعیان کم اطلاع در جنگ نهران نه تنها ۴۰۰۰ نفر را نکشت بلکه تا می توانست جلو کشتار را می گرفت و در این جنگ تنها ۳۰۰ نفر کشته شد آن هم نه به دست علی که او در جنگ ها به کم کشتن مشهور بود البته در یک روز ۹۰ زخم و هیچ نگفت. آری امروز به علی بدون شمشیر سخت نیازمندیم تا دیگران بدانند که علی بدون شمشیر تاریخ را در نوردیده و همه معنویت گرایان را زیر پرچم معنویتش جمع کرد و بیایید علی بی شمشیر را به جوان هایمان یاد دهیم تا بتئانیم جهان صلح را شاهد باشیم نه جهان جنگ زده را.

ب. قنبری شب نوزدهم رمضان ۱۴ 15 تیر ۱۳۹۴





نوع مطلب :
برچسب ها : دلنوشته های دکتر بخشعلی قنبری،
لینک های مرتبط : نجوای بی قرار،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :